X
تبلیغات
به تمنای چشمانت...

به تمنای چشمانت...

+خودم بال دارم اما

گاهی دلم میخواهد

بالهایم را ببندم

دست دور گردنت بیاویزم

و این تو باشی که مرا

به اوج میبری ...


[ چهارشنبه 10 آبان1391 ] [ 13:16 ] [ سارینا ] [ ]


دیالوگ زیبا

ببین… دلخوری، باش… عصبانی هستی، باش… قهری، باش… هر چی می خوای باشی باش… ولی حق نداری با من حرف نزنی… فـهمیـدی…؟

خانه سبز
استاد شکیبایی...

[ سه شنبه 2 آبان1391 ] [ 0:46 ] [ سارینا ] [ ]


گمشده ام ....

[ جمعه 28 مهر1391 ] [ 23:47 ] [ سارینا ] [ ]


+آنقدر نیستی

که گاهی حس میکنم

عشق را نسیه به من داده ای...

بی تابم

من نقد میخواهمت...

[ سه شنبه 4 مهر1391 ] [ 5:48 ] [ سارینا ] [ ]


لبهای خونین


+برای این سکوت دردآور

لبهایم را آنقدر گزیده ام که

نایی برای حرف زدن ندارند

کار از لبخوانی گذشته است

این روزها

باید چشم خوانی بیاموزی



[ پنجشنبه 30 شهریور1391 ] [ 21:42 ] [ سارینا ] [ ]


پسرخاله


+وقتی اومدی

نفهمیدم کی اومده

وقتی همه جا رو به هم ریختی و رفتی

فهمیدم کی اومده

"پسر خاله"


+بچه که بودم به حرفای کلاه قرمزی و پسر خاله میخندیدم...اما الان میفهمم که پسر خاله چرا هیچ وقت نمیخندید...الان میفهمم این دیالوگش همه زندگیه

وقتی رفتی تازه فهمیدم کی اومده....


[ دوشنبه 20 شهریور1391 ] [ 8:20 ] [ سارینا ] [ ]


 

+سرم به سنگ خورد

همان سنگی که

روزی به سینه میزدم...



[ دوشنبه 13 شهریور1391 ] [ 0:57 ] [ سارینا ] [ ]


برای کسی بمیر که...


+تو تب کردی

و من برایت مُردَم

غافل از

آن قرص تب بر لعنتی

که دودمانم را به باد داد...



[ یکشنبه 12 شهریور1391 ] [ 1:17 ] [ سارینا ] [ ]


پوچی خاطره ها...

 

+چه دلتنگم

برای همه اتفاق هایی

که هیچوقت نافتادند...

 

my new blog:   http://sarina71.blogfa.com

[ چهارشنبه 8 شهریور1391 ] [ 10:48 ] [ سارینا ] [ ]


شیطان را میستایم...

 

+شیطان از تو

جوانمردتر است

که برای حفظ موقعیت

تظاهر به دوست داشتن آدم نکرد...

 

[ یکشنبه 5 شهریور1391 ] [ 17:40 ] [ سارینا ] [ ]


کــــــــــاش...


 

+کاش صورتم ... کک‌مکی نبود ...


کاش اندامم ... باریک‌تر بود ...


کاش دلدارم ... بر سر بلندترین بناها می‌رفت ...


و داد می‌زد ....


"عـــــــاشـــــــــــقتم آمــــــــــاندا " ....


و کاش...




اسم من .... " آماندا " بود ...

 

 +اینو خودم نگفتم...
 

[ جمعه 27 مرداد1391 ] [ 8:52 ] [ سارینا ] [ ]


لبهای عسلی...


+ از روزه ی لبهای من

ماه ها میگذرد

و لبهایم در عطش یک جرعه

بوسه ی داغ و شیرین ...


بیا که بودنت عید فطریــســت

بس خواستنی...



     کوچ پرستو  در  ادامه مطلب



ادامه مطلب
[ دوشنبه 23 مرداد1391 ] [ 4:19 ] [ سارینا ] [ ]


شبهای قدر

 

+ وقت توبه شدو

من گناه از سر گرفتم

آقا جون

رویی ندارم که به چشمات نگاه کنم

احساس میکنم ته همون چاهیم که امشب بهش سر نزدی

دارم از غصه دق میکنم...

دستمو بگیر آقا...

 

[ چهارشنبه 18 مرداد1391 ] [ 3:10 ] [ سارینا ] [ ]


دریای قاتل

 

+ ذات دریا بزرگی نیست

فرا میخواند...

همین که غرقش شوی

پس میزند تو را...




+خدایا موافقی تو یه کوچه بن بست یکم با هم قدم بزنیم؟ حرفامونو بزنیم به آخرش که رسیدیم پر بکش برو مثل همه وقتایی که نبودی...



ادامه مطلب
[ دوشنبه 16 مرداد1391 ] [ 7:19 ] [ سارینا ] [ ]


تقدیمی

 

تقدیم به کسی که غمهایش به من نزدیکترند تا خود او ...

 

چرا عشق کاری برایم نکرد  

و با جاده ها آشنایم نکرد 

و همراه با اطلسیهای باغ

چرا دست باران دعایم نکرد 

مسافرترین بودم آیا نبود ؟ 

چرا هیچکس اعتنایم نکرد 

چه کم داشت این دل که هنگام کوچ

کسی از قبیله صدایم نکرد 

صمیمیت گرگ و میش هوا

از این ظهر شرجی جدایم نکرد 

چرا پس قنوتم اجابت نشد

چرا زرد ماندن رهایم نکرد

 

 

[ پنجشنبه 12 مرداد1391 ] [ 23:20 ] [ سارینا ] [ ]